آمار ------------- مطالبی در مورد علوم غریبه در آثار حضرت استاد صمدی آملی :: نور الهدی

مطالبی در مورد علوم غریبه در آثار حضرت استاد صمدی آملی

مطالبی در مورد علوم غریبه در آثار حضرت استاد صمدی آملی 

در ابتث یا در ابجد یا در اهطم   الف اول بود و الله اعلم 

بدان که علم حروف و اعداد از علوم شریفه اند که متکفل تبیین علوم غریبه اند و آن را ضوابط علمى و محاسبات دقیقى است و براى آن ارباب و اصحابى که بعضى در این رشته ها سالیانى متوغل بودند و اسرار و حقایق فراوانى را از حقایق دار هستى استخراج نموده اند، چه ائمه هدى سر سلسله آنان اند که روایات را نیز بدان اشاراتى است . و در روایات هم که به جفر و جفر جامع تصریح شده است .
جناب علامه مجلسى رحمه الله علیه گوید من در نزد جناب علامه شیخ بهایى اصرار شدید بر فراگیرى جفر جامع را داشتم که وى از تعلیم آن امتناع مى نمود.
در علم شریف جفر دوائر را نهایت نبود. و حروف بیست و هشتگانه را به طرق عدیده که براى آن نفادى نمى توان تصور نمود مى نویسند و هر طریقى را به نام دائره اى مى نامند. مثلا گاهى حروف را طورى مى نویسند که دائره آن را ((ابتث )) مى نامند یا ((ابجد)) یا ((اهطم )) و یا ((ایقغ )) و غیر ذلک نام مى نهند. یعنى بیست و هشت حرف را به روش هاى مختلف به جهت مقاصد عدیده اى که دارند مى نویسند و چهار حرف اول آن را بر آن دائره خاص مى نهند،

۱- مثلا دائره ابتث بدین چینش است که معروف است :
ا ب ت ث ج ح خ د ذ ر ز س ش ص ض ط ظ ع غ ف ق ک ل م ن و ه‍ى .
در این دور و دائره چهار حرف را اخذ مى کنند و نام این دائره را بر آن چهار حرف مى نهند که ((ابتث = ا ب ت ث )) گویند.
۲- دائره ابجد: ا ب ج د ه و ز ح ط ى ک لم م ن س ع ف ص ق ر ش ت ث خ ذ ض ظ غ . چهار حرف اول مى شود: ((ابجد)) لذا این دائره را به دائره ابجد نام نهاده اند و جمل ابجدیه بدین نحو معروف است که ((ابجد)) ((هوز)) ((حطى )) ((کلمن )) ((سعفص )) ((قرشت )) ((ثخذ)) ((ضظغ )).
و این حروف ابجدى از یک تا هزار است که از ابجد تا حطى از یک تا ده است و کلمن و سعفص از بیست تا نود به نحو ده تا ده تا است و از قرشت تا ضظغ از صد تا هزار به نحو صد تا صدتا است .
چه اینکه جمل ابجدى هشت تاست . (درس ۴۴ دروس هیئت ج ۱ مغتنم است .)
۳- دائره اءهطمى است که به فهلویون و طائفه دیگر انتساب دارد که نزول وجود را از اعلى به ادنى ثم صعود آن را از ادنى که هیولى است به بالا مى دانند. و ترکیب حروف به حیل چهارگانه بنابر ترکیب عناصر چهارگانه است و آن چهار عبارتند از:
اءهطمفشذ ناریه ، بوینصتض قسط الهواء. جزکسقثظ مائیه دحلع رخغ قسط الثرى . و حروف آن را بدین صورت مى نویسند:
ناریه  هوائیه  مائیه  ترابیه
ا ب  ج  د
ه‍ و ز ح
ط  ى ک ل
م  ن س ع
ف ص  ق  ر
ش ت ث خ
ذ ض ظ غ
این حروف همان نحوه حروف ابجدى است منتهى در مقام کتابت به صورت نمودار فوق نوشته مى شود یعنى در چهار ستون و سپس هر ستونى را به عمودى مى نویسند و اسم آن مجموع ترکیب شده را به عنصرى مستند مى دانند مثلا در ستون عمودى اول (ا ه‍ ط م ف ش ذ) را مشاهده مى کنید که ترکیب آن ((اءهطمفشذ)) است و این را به عنصر نار منتصب مى دانند و در ستون دوم از راست به چپ حروف (ب و ى ن ص ت ض ) را ملاحظه مى فرمایید که ترکیب آن ((بوینصتض )) است که قسط هواء شده است و هکذا.
دائره ایقغى است که از یک تا هزار است که دائره چهار حرف اول عبارت از ((ا ى ق غ )) که الف یک و ى د ه و ق صد و غ هزار باشد.
یکى از اسرارى که دوره این حروف را با هر چینش خاص تعبیر به دایره مى کنند براى آن است که آن را بصورت دایره مى نویسند و از طرفى چون هم از الف شروع و به الف ختم مى شوند به بیانى که گفته آمد لذا دایره گویند.
((در رموز کنوز)) مولایم آمده است : ((ادوار الحروف لا تعدو لا تحصى ، و همه بدون استثناء حرکت دورى دارند چه حروف تدوینى و چه حروف تکوینى چنان که بسیارى از آنها را به راءى العین مى بینى . قوس نزول و صعود عجیب است یدبر الامر من السماء الى الارض ثم یعرج الیه فى یوم کان مقداره الف سنه مما تعدون . در امکان اشرف و اءخس هم تاءملى بفرما، و در این که حرکات همه تکوینیات و تدوینیات قوسى و دائره اى است دقتى بکار ببر، و در ((ه )) هم نظرى بیفکن ، و دو چشمى آن را ناظر به دو قوس یاد شده بنگر.))
جناب نراقى در خزائن ص ۱۱۸ (به تصحیح و تعلیفات مولاى مکرمم ) گوید:
((فائده : بدانکه حروف ابجد که آنها را شرقیه نیز گویند بیست و هشت است . ۷ آتشى ، و ۷ بادى ، و ۷ آبى ، و ۷ خاکى ، و هر حرفى به مزاج عنصرى است که منسوب به آن است و ضابطه آن است که حروف ابجد را به ترتیب چهار چهار بگیرند و اول را آتشى و دوم را بادى و سیم را آبى و چهارم را خاکى حساب کنند جمع به این نحو است : و آتشى اءهطمفشذ هوائى بوینصتض ، مائى جز کسقثظ، ترابى دخلعرخغ .
بدانکه چون هر یک از این حروف به جهت عددیست پس هر عددى نیز بر طبیعت همان حرف است که این حرف بازاى آن است و مرکب را باید رد به بسائط خودش کرد)). انتهى .
آنکه در ضابطه فرمود: ((به ترتیب چهار چهار بگیرند…)) یک راهش همان است که صورت آن را ملاحظه فرمودى و راه دیگرى دارد که گفته آید.
جناب نراقى در خزائن ((ابجد)) را به ((ابجد شرقى و غربى ))، و نیز به ((ابجد کبیر و صغیر)) تقسیم مى نمایند. آنچه در دائره ابجدى در این شرح عرض شد همان ((ابجد کبیر)) است که مشهور است . البته دو ابجد دیگرى نیز به نام ((ابجد وسیط)) و ((ابجد جامع اکبر)) مى باشد که تا به هزار هزار نیز مى روند.
و جناب نراقى راه دیگر را چنین ترسیم فرمود: ((فائده : در مطاوى این کتاب گذشت که حروف بیست و هشت گانه ابجد هفت نارى هستند و هفت هوایى و هفت مایى و هفت خاکى و ضابطه آن ، آن است که حروف ابجد را به ترتیب چهار چهار گیرند اول آتشى دویم هوایى سیم مایى چهار خاکى به ترتیب عناصر چنانچه در این جدول ثبت است .
ناری  هوائی  مائی  ترابی
ا ه ب و ج ز د ح
ط م ی ن ک س ل ع
ف ش ص ت ق ث ر خ
ذ ض ظ غ
نکته : در همه دوائر مذکوره ملاحظه گردید که حرف شریف ((الف )) در اول آنها قرار گرفته است . ((ابتث و ابجد و اهطم و ایقغ و…))

منبع:جلد دوم شرح دفتر دل-شارح:استاد صمدی آملی

[ چهارشنبه, ۲ خرداد ۱۳۹۷، ۰۱:۰۸ ق.ظ ] [ علی کارگر ]
[ ۰ ]
بخش نظرات اين مطلب
نظرات (۰)

هيچ نظري هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
------------