آمار ------------- بایگانی خرداد ۱۳۹۶ :: نور الهدی

به حقیقت بگو آمده ام

به حقیقت برو و بگو آمدم،

اگر گفتند: اینجا چرا آمدى؟
بگو: به کجا روم و به کدام در رو کنم‏؟
این ره است و دگر دوم ره نیست‏ این در است او دگر دوم در نیست‏
 
اگر گفتند: به اذن کى آمدى؟
بگو: شنیدم‏
بر ضیافتخانه فیض نوالت منع نیست‏ در گشاده است و صلا در داده خوان انداخته‏
 
اگر گفتند: تا بحال کجا بودى؟
بگو: راه گم کرده بودم
 
اگر گفتند: چى آوردى؟
بگو: اولا دل شکسته، که از شما نقل است:‏
در کوى ما شکسته دلى میخرند و بس‏ بازار خود فروشى از آن سوى دیگر است‏
و ثانیا:
جز ندارى نبود مایه دارایى من‏ طمع بخششم از درگه سلطان من است‏
و ثالثا:
الهى آفریدى رایگان، روزى دادى رایگان، بیامرز رایگان، تو خدایى نه بازرگان
 
اگر گفتند: برونش کنید
بگو:
نمیروم ز دیار شما بکشور دیگر برون کنید از این در، درآیم از در دیگر
 
اگر گفتند: این جرئت را از که آموختى؟
بگو: از حلم شما
 
اگر گفتند: قابلیت استفاضه ندارى
بگو: قابلیت را هم شما افاضه میفرمائید
 
باز اگر از تو اعراض نمودند بگو:
به و الله به بالله به تالله‏ بحق آیه نصر من الله‏
که من از دامنت دست بر ندیرم‏ اگر کشته شوم الحکم الله‏
 
اگر گفتند: مذنبى (گناهکاری)
بگو: اولا شنیدم شما غفارید و ثانیا من ملک نیستم آدم زاده‏ ام و ثالثا:
ناکرده گنه در این جهان کیست بگو آن کس که گنه نکرده و زیست بگو
من بد کنم و تو بد مکافات دهى‏ پس فرق میان من و تو چیست بگو
 
اگر گفتند: این حرفها را از کجا یاد گرفتى؟
بگو:
بلبل از فیض گل آموخت سخن ورنه نبود اینهمه قول و غزل تعبیه در منقارش‏
 
اگر گفتند چه میخواهى؟
بگو:
جز تو ما را هواى دیگر نیست‏ جز لقاى تو هیچ در سر نیست(هزار و یک کلمه حضرت علامه حسن زاده آملی)
@maseroasar

 

[ پنجشنبه, ۴ خرداد ۱۳۹۶، ۰۳:۲۴ ق.ظ ] [ علی کارگر ]
[ ۰نظر ]

علامه حسن زاده در نامه ای برای کسی که برای سلوک در ماه رمضان دستوری خواسته بود اینچنین نوشت

نشر آثار علامه حسن زاده آملی و استاد صمدی آملی:
هو

:small_blue_diamond:علامه حسن زاده در نامه ای برای کسی که برای سلوک در ماه رمضان دستوری خواسته بود اینچنین نوشت:

متن نامه به این شرح است:

تن به دنیا دار و دل به مولا
«ربّ أدخلنی مُدخَل صدق و أخرجنی مُخرج صدق و اجعل لی من لدنک سلطانا نصیرا» «الإسراء.80»،ربّ أنزلنی منزلا مبارکا و أنت خیر المنزلین «المؤمنون.29» کتب الله تعالی علیکم الرحمة
آقا در چه حال است؟آیا چون «رجال لا تلهیهم تجارة و لا بیع عن ذکر الله» النور.37؛
از زرق و برق دنیا رهایی یافته است واز ما سوا روی بر تافته است و یا چون صبیان خاکبازی می کند که : التراب ربیع الصبیان(خاکبازی بهار کودکان است) آیا در حضور است یا دور است؟

حضوری گر همی خواهی ازو غایب مشو حافظ
متی ما تلق مَن تهوی دع الدنیا و أهملها

«حضوری»را علایم است،رأس آنها الأدب مع الله است [یعنی متأدب به آداب الهیه بودن و در همه حال خود را در محضر حق دیدن و جانب حق را رعایت نمودن] الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و علی جنوبهم«آل عمران.191»

از خــدا جویـیم توفیــق ادب
بی ادب محروم گشت از لطف رب

در سورة «والنجم»از اوصاف رسول الله(صلی الله علیه و آله) است که «و ما ینطق عن الهوی إن هو إلا وحی یوحی»از آن بزرگوار باید سر مشق گرفت
که میزان قسط[اعتدال]است«لقد کان لکم فی رسول الله أسوة حسنة» احزاب/21
که زبان اگر یله و رها شود از مار گزنده تر است ،در زیان زبان داستانها گفته اند.

آقای عزیز هیچ موهبتی از نعمت ترک علایق دنیوی بزرگتر نیست که همة مفاسد به این علاقه متعلق است.

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
زهر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

اگر دستور العمل می خواهی مگر این آیه را تلاوت نکرده ای ؟«ومن اللیل فتهجد به نافلة لک عسی أن یبعثک ربک مقاما محمودا» اأسراء/79 ،و مگر نشنیده ای؟
دوش وقت سحر از غضه نجاتم دادند
وندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

و مگر برایت نخونده ام؟

در خلوت شبهای تارت می توانی
آری بکف سرچشمة آب بقا را

خلاصه مرد سحر باش که :
صمت و جوع و سحر و خلوت و ذکر به دوام
نا تمامان جهان را کند این پنج تمام
و دست از دامن دوست بر مدار.

بــه واللّـه و بــه بـالله و تــاللـه بـه حق آیة نصـــرٌ من الله
که مو از دامنت دست بر ندیرُم اگر کشته شوم الحکم لله

اگر در شب نگرفتی در روز بگیر،و اگر روز را به رایگان از دست دادی شب را دریاب.این راه و رسم گدایی را خود جناب دوست به ما یاد داده است که فرمود:«وَهُوَ الّذی جعل اللیل و النهار خلفةً لمن اراد اَن یذّکّر او اراد شکورا»الفرقان/62.
سرّش این است که جواد است و جود ،گدا می خواهد.

بانگ می آیــد که ای طـالب بیــا جـود محـتاج گـدایان چون گـدا
جود محتاج است و خواهد طالبی همچــنانکـه توبه خواهـــد تائبی
جود می جویـــد گدایان و ضعاف همچو خوبان کآینه جویند صاف
روی خوبـــــان زآینـه زیبــا شــود روی احســان از گدا پیـــدا شود
چون گـــدا آیینۀجــود است هــان دَم بـود بــــر روی آیینــه زبـــان
پس از این فرمود حـق در والضّحی بانگ کـم زن ای محمـــّد بر گدا
(مثنوی ملّای رومی)

وچون جناب معشوق فرماید:«وامّا السائلَ فلات نهَر»والضّحی/10،خود با سائل چگونه بود؟ عارف رومی نثراً و نظماً چه خوش گفت؟! نظمش آن بود و نثرش این:

«چنان که گدا عاشقِ کریم است، کریم هم عاشقِ گدا است.اگر گدا را صبر بیش بود کریم بر در او آید،و اگر کریم را صبر بیش بود گدا بر در او آید،امّا صبر،کمال گداست و نقص کریم.»

این بنده اگر چه هنوز در خواب خرگوشی است ولی به ظاهر در بدو بیداریش می گفت:«الهی اگر چه درویشم ولی داراتر از من کیست که تو دارای منی».و پس از مدتی می گفت:«الهی تو را دارم چه کم دارم پس چه غم دارم.»تا پس از چندی می گفت"«الهی شکرت که از شرق تا غرب عالم به حسن خدمت می کنند.» این نیز بگذشت و تا اینکه می گفت:«الهی تاکنون می گفتم جهان را برای ما آفریدی ولی الان فهمیدم که خودت هم برای مایی.»این هم بسر آمد و انک می گوید:«الهی داراتر از من کیست که تو دارایی منی.» غرض اینکه:
خدا آنِ تو وتو مانده عاجز زتو
بیچاره تر کس دید هرگز
(گلشن راز شبستری)

خوشا به طیور أولی أجنحه که با جناح عشق و همّت از دامگاه علایق برجسته اند..

ألا یا أیهـا العنقـا ألا یا نفحـة الرحمــان أیا یا جنة المأوی ألا یا نفحة الرضوان
تذکَّر عُشَّک العرشی و اطلع ذلک المطلع و أهمل هذه الأوکار للأبوام و الغرابان
(دیوان حضرت آقا)

امید است که در حال حضور تامّ و توجّه کامل،شکارهای خوبی نصیب آقا بشود..به قول عارف رومی:
آن خیــالاتـی کـه دام اولی
عکس مه رویان بستان خداست

آری عکس مه رویان بوستان خدای متعالی خیالات روحانی اولیاء الله است که آنان را به سوی دوست می کشانندکه می نمایـندو می ربـایند،نه خیالات بـوالهوسان دنیاوی کـه چنان آنـان را در غواسق طبـیعت پـابندکرده اند
که در یک عمریک آن از خود سفر نکرده اند وگامی از خودکامی برنداشته اند.

ادامه در پست زیر
:arrow_down::arrow_down:
آن خیالاتی که
ali[علی] karegar[کارگر]
 
دام وپابند اولیاء الله است و آنان را الهی کرده است،تجلیّات و مکاشفاتی اند که از بطنان و ممکن غیب خزنه «کن فیکون» بر سر سالک شیدا افاضه می شوند،و رؤیت صور بی مادّه روحانیان و تشرّف در حضور انبیا و ائمّه و وسایط فیض الهی است که مه رویان بوستان خدایند.صور این مه رویان از ماورای طبـیعت کـه عالَم مثال و خیـال است در صـفحـه نورانی قـلب عـارف منعکس می شونـد.خیالات اولیاءالله علّیّینی اند،خیالات بوالهوسان سِجّینی.آن خیالات فرشتگانند و انها دیوان.آنها سماوی اند و اینها ارضی.آنه نورانی اندو اینها ظلمانی.آنه به خدا کشانندو اینها به دنیا.صاحبان آن ملائکۀاولی اجنحه اند اینها بهائم و سباع.

آه آه اگر وقتی بیدار شویم که کاروان رفته اند و خبردار شویم که این نبود که ما می پنداشتیم و بدان دلخوش بودیم.

_______
:books:تازیانه سلوک

@Tohidesamadi
[ پنجشنبه, ۴ خرداد ۱۳۹۶، ۰۳:۱۵ ق.ظ ] [ علی کارگر ]
[ ۰نظر ]

بر محمد و آل محمد صلوات

بسمه تعالی

شمس جمال نورانی اعلی حضرت - قدرقدرت - شاه قوی شوکت - ماه طلعت - خورشید رایت -سلطان اولیا - سخن گذار منبر سلونی - سرور مطلبی - ابن عم نبی - درهل اتی - مهر برج انما - شهسوار لا فتی - پیشوای انبیا - سید الاوصیا - عماد الاصفیا - رکن الاولیا - عروه الوثقی - کلمه الحسنی - ایه الله العظمی - اول مظلوم عالم - خیرالمومنین - امام المتقین - امام العارفین - اول العابدین - مولی الموحدین - امام الثقلین - رییس الموحدین - سید المتقین - زین الموحدین - ازهد الزاهدین - مولی الکونین - ابوالحسنین - امیرالبرره - قاتل الفجره - امیر عوالم - امیرالمومنین - امام المسلمین - عمود الدین - یعسوب الدین -حبل الله المتین - لنگر اسمان و زمین - جان جهانیان - سرالاسرار - نورالانوار - امام الاطهار - ولی الجبار - نعمت الله علی الابرار - نقمه الله علی الفجار - نباء عظیم - صراط المستقیم - قران کریم - علم اعلام - دریای قمقام - معدن اسرار - نورالانوار - شکننده اصنام - اصل قدیم - فرع کریم - امام حلیم - جنب الله المکین - قیم دین - یدالله الباسطه - نورالله المبین - اذن الله الواعیه - عین الله الناظره - سیف الله المسلول - اسم الله الاعظم - قران الاکرم - صاحب عصا و میسم - شهاب الثاقب - مفرق الکتایب - نقطه دایره المطالب - محی السنه - ابوالایمه - کاشف الغمه - سید الامه - سنی الهمه - قابض الارواح - صاحب لوا - نقطه زیر با - رایة الهدی - باب الهدی - مصاحب انبیا - معلم جبرییل - امیر میکاییل - حاکم عزراییل - سید البشر من ابی فقد کفر - حاکم یوم الدین - غیاث المستغیثین - امان الخایفین - دعای جوشن کبیر - حبیب الله العالمین - سیدالعرب والعجم - خیرالبشر - وجه الله - عین الله - اذن الله - لسان الله - یدالله - باب الله - سیف الله - سرالله - ثارالله - نورالله - روح الله - شمس الله - غیرت الله - قدرت الله - ولی الله - خلیفة الله - عبدالله - اسدالله الغالب - غالب کل غالب - مظهر العجائب - مصدر الغرائب - ابوتراب - زوج بتول - وصی رسول - قائدالغر المهجلین - لنگر آسمان وزمین - نفس الرحمان - نفس الرسول - باب حطه - صدیق اکبر - فاروق اعظم - مولودکعبه - قسیم النار والجنه - صاحب ذوالفقار - شهید محراب - کننده ی در خیبر - امامی و مولا - آقاجانم قرآن ناطق علی ابن ابیطالب(علیه السلام)
صلوات

[ پنجشنبه, ۴ خرداد ۱۳۹۶، ۰۳:۱۴ ق.ظ ] [ علی کارگر ]
[ ۰نظر ]
------------